دلم که میگیره میآم اینجــا. پستهای گذشته رو میخونم خیلی حالم خوب میشه...مث الآن

بعضی وقتا گریم میگیره بعضی وقتام انگار دوباره برگشتم همون لحظه..

بچه ها من خیلی دلم تنگه.دلم تنگه واسه اون روزها.دلم میخاد برگردم قدیمها. هرچقد قدیم و قدیم تر بهتر. هرچقد با حالا الانم فاصله داشته باشم بهتر....

دلم تنگ شده واسه زنگ مدرسه.واسه خواب موندنام(هرچند الانم میمونم:دی) واسه سر صف نرسیدنام ترسیدنام از معاون واسه استرس های زنگ فیزیک  واسه پچ پچ های سر صف.... واسه تقلبهای منیره واسه گیر دادنای خانم مختوم واسه اون نگاهای عاقل اندر سفیهش واسه مرتیکه سیبیلو و مـــَداد ...

+راستی گفتم خانم مختوم یادم اومد داداشش هم کلاسمه!

جان من اینو خوندم ترکیدم از خنده - ی قسمت از پست بهمن 87


زنگ دومم زبان فارسی داشتیم معلم داشت تند تند درس میداد(چون درسمون عقبه)بعد یه تیکه به نام نام اوابود که کمی توضیح داد بعد گفت حالا واسش مثال بگیم....حالا مثالش چی بود:صدای خش خش در!!!(بابا مثال!)از اونور یکی بدتر از معلم یه مثال دیگه گفت:قت قت اب!!!(بابا انیشتین اون چک چک نبود؟!)

خخخخخ یــــادش بخیر

اره این پستم همینجوری گذاشتم خالی نمونه گفتم یجا حرف بزنم چرت پرت بگم خالی بشم .......

شاید یبار وقت بزارم سوتی های باحالمونو تو ی پست گردآوری کنم....

فعلا بدرود....