یوهویوووهی هو!
سلام
به قول بهناز منو شطرنجی کنید.. بابا چیکار کنم اخه؟.اینهمه کارو بدبختی..دقیقا برین دو تا اپ پایین تر برنامه روزانه بهنازو بخونید حالا وضع من از اونم بدتره.. حداقل ماله بهناز یه ربع درس خوندنو داشت ماله من که همونم نداره و همش خلاصه میشه به تلویزیون ....بسوزه پدره این ماهواره و هرکی این ماهواره رو اختراع کرد...![]()
خلاصه حالا بریم سوتی...![]()
اول با کی شروع کنیم..منیر.فاطی.مینا.خانم ایکس(رجوع شود به اپهای گذشته).و....؟؟؟؟
خیلی خب بابا جیغ نکشید..اول منیر...
چند روز پیشها نشسته بودیم سر کلاس (عموم)استاد بزگوار که جانم به قربان ان دو چشم زیبایش بشود.این استاد عظیم الشان داشتن راجب جمله هایی که فعل ندارن ولی معنی کامل میدن صحبت میکرد و مثالشم این بود مثلا عید شما مبارک یا زیارت قبول که منیر هم اومد حرف بزنه گفت مثلا زیارت شما مبارک!!!!!
بعدشم تو یکی از زنگها بودیم که یکی یه حرفیو زد که نباید میزد و معلم هم به حرفش گوش کرد که منیر عصبی شدو گفت:اااااااااااااااه تو چقدر سقزت سیاهه؟؟؟؟( منظورش همون عجب سقی داری بوده!!!)
امروزهم که زنگ عربی داشتیم که معلممون راجب ابن و بنت و این حرفها میگفت که منیر اومد مثلا مثال بزنه گفت: مثلا فاطمه ابن الحسین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(حالا فک کنین فاطمه پسر باشه اونم پسر کی؟پسر پسر خودش که همون حسینه...اصلا چه پیچ در پیچ شد ولش کن بابا)![]()
خب حالا بریم تو خط مینا که این روزها راه براه سوتی میده اونم از نوع خفن
...
یه مدت پیش که هوا سرد شده بودمینا خیلی سردش میشه و زنگ تفریح تصمیم میگیره بره پیش بخاری درب و داغون کلاس بشینه بلکه کمی گرم بشه...خلاصه ما هی میرفتیم میومدیم.مینا پیش بخاری نشسته بود.میرفتیم میومدیم باز میدیدیم مینا پیش بخاری اونم روی دوتا کف پاش نشسته(الان فهمیدین چجوری نشسته دیگه؟؟) خب خلاصه بعد یه ربع که رفتیم و اومدیم اخرش فهمیدیم بخاری خاموش بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
بعدشم این مینا خیلی عشق به پلیس شدن داره
.مام واسه اینکه بهش حال بدیم بضی وقتها بش میگیم خانوم پلسو این حرفها(اینقده ذوق میکنه.که نگواصلا به خر بیسکوییت بدی اونقدر ذوق نمیکنه که این میکنه.) خلاصه من بهش گفتم مینا میدونستی شوهر خاله ی من سرهنگه؟بعد مینا ذوق زده شد و(قضیه ی همون خره!!) گفت : راست میگی؟مجرده یا متاهله؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(خوبه گفتم شوهرخالمه..)![]()
خب اینم از مینا که مدتی ازش خبری نبود(تقدیم به بعضی از رامین های تقلبی
)....مینا جون بازگشت افتخار امیزتو به گروه سوتی دهان تبریک میگم
...
خب..
داشتیم با خانم ایکس میومدیم و بحثمون سر بازیگرهای ایران بود که افتضاحنو این حرفها دیگه بحث داشت به جاهای باریک کشیده میشد که خانم ایکس اومد حرفو تموم کنه و گفت:اصلا بما چه؟ماکه نمیخوایم سر قبرشون بخوابیم![]()
..(حالا شما همون سر قبررو فک کنین داخله قبر گفته..گیر ندید دیگه.....اینکه سوتی نیست.گناه داره!!)
دیگه اخریشم بگم و برم که کلی کار دارم........
این دبیر دینی مون که پدر مارو دراورد امسال اصلا از هرچی دینیه دیگه حالمونو بهم زد..خلاصه یه درسی داده بود از بچه ها خواسته بود که هرکی هرچی فهمیده بگه که سونای هم بلند شد پای تابلو و گفت: ولایت معنوی مخصوص پیامبره وکاملا به اذن خداستو اینا و اینا و اینا رو انجام میدهد.!!!!!!!! خب ماکه خیلی کاملا یاد گرفتیم درسو شمام اگه نفهمیدین این بچه چی گفت ای کیو ی خودتون پایین صفره..!!
راستی اولش گفتم فاطی ولی سوتی فاطی رو نگفتم..ولی فاطی سوتی داده بودهاااااا ولی من الان یادم نیست دیگه قضیه اینه که از چشم ما دورنمونده و اسمش ثبت شده..!!!!
دیگه اگه کاری ندارین ما بریم دیگه... فیعلا بای![]()
![]()